پرسيد: به خاطر کي زنده هستي؟ با اينکه دوست داشتم باتمام وجود
داد بزنم به خاطر تو ، بهش گفتم: به خاطرهيچکس ...
پرسيد پس به خاطر چي زنده هستي؟ با اينکه دلم داد مي کشيد
به خاطر تو ، با يه بغض غمگين بهش گفتم: به خاطرهيچکس ...
ازش پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي؟
در حالي که اشک تو چشماش جمع شده بود گفت:به خاطرکسي که به خاطرهيچ زندست...
نوشته شده توسط مصطفی_احمدی_ mteen_desprado@yahoo.com در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 ساعت 1:13 |
لینک ثابت |